مسافر زمین
عشق یعنی جز خـــــــــــــــدا را بیخیال 
قالب وبلاگ

ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

الان داشتم یکی از کتابای جدیدمو میخوندم جمله ای توش دیدم که به نظر جالب و نزدیک به واقعی اومد:

آدما در جهان پس از مرگ به اندازه ی علاقه و وابستگیشون به دنیا _حتی اون علاقه ی طبیعی_ عذاب میکشند...

به نظر من این خیلی طبیعیه...درست مثل دردی که معتاد از نبودن مواد میکشه ما هم اگه علاقه ای به دنیا داشته باشیم به ناچار بعد از جدایی از دنیا درد خواهیم کشید...

والله اعلم!

[ یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 21:37 ] [ شکیبا ] [ نظرات (3) ]
معلم عصبی دفتر رو روی میز کوبید و داد زد: سارا …

دخترک خودش رو جمع و جور کرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت: بله خانوم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه‌هاش میزد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد:

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن؟ ها؟! فردا مادرت رومیاری مدرسه می‌خوام درمورد بچه بی‌انضباطش باهاش صحبت کنم!

دخترک چونه لرزونش رو جمع کرد … بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم … مادرم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن… اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد … اون وقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تا صبح گریه نکنه … اون وقت … اون وقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم … اون وقت قول میدم مشقامو بنویسم…

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت: بشین سارا …

و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد

[ یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:53 ] [ BaYa ] [ نظرات (0) ]

اعراب به ما آموختند بجای خوراک بگوییم غذا،که خود به ادرار شتر می گویند

اعراب به ما آمخوختند برای شمارش خودمان بجای تن ، نفر بگوییم که خود برای شمارش حیوانات استفاده می کنند .

اعراب به ما آموختند به جای واق واق سگ بگوییم پارس سگ ، که نام اولین سرزمینمان است;

اعراب به ما آموختند بگوییم شاهنامه آخرش خوش است چون در آخر شاهنامه ایرانیان از اعراب شکست می خورند !!!!!

دقت کنید از زیر ساختار باید اصلاح کنیم حرف زدنمون رو به فرزندانمان بیاموزید حرف های عامیانه را با تامل بگوییند

دقت کنید

دقت کنید

[ یکشنبه 24 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:18 ] [ BaYa ] [ نظرات (0) ]
زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت
پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت.
این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد
وی برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند
شبی همه سر و صدای خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند.

پیر مرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد
به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!
 از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شود.

[ شنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:28 ] [ BaYa ] [ نظرات (0) ]
آنها که می‌روند وطن‌فروش نیستند.
آن‌هایی که می‌مانند عقب مانده نیستند.
آن‌هایی که می‌روند، نمی‌روند آن طرف که مشروب بخورند.
آنهایی که می‌مانند، نمانده‌اند که دینشان را حفظ کنند.
همه‌ی آنهایی که می‌روند سبز نیستند.
همه ی آن‌هایی که می‌مانند پرچم به دست ندارند.
آن‌هایی که می‌روند، یک ماه مانده به رفتنشان غمگین می‌شوند. یک هفته مانده می‌گریند
و یک روز مانده به این فکر می کنند که ای کاش وطن جایی برای ماندن بود.
و آن‌هایی که می‌مانند، می مانند تا شاید روزی وطن را جایی برای ماندن کنند

نقطه سر خط، نشریه دانشجویان دانشگاه شریف

[ شنبه 23 اردیبهشت ماه سال 1391 ] [ 11:27 ] [ BaYa ] [ نظرات (0) ]

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 51622